حسن حسن زاده آملى
438
هزار و يك كلمه (فارسى)
الاهتمام فى إتمام أمثال هذا المرام إلى زماننا هذا لم يحوموا حول تحقيقه بل تشبثوا بأذيال طريق تقريبية في تدقيقه ، حتى قال بعضهم : ليس إلى معرفة وتر ثلث القوس المعلومة الوتر من جهة الخطوط طريق يوجّه ، إلخ . مرادش از بعض ، محقق خواجه نصير الدين طوسى است كه در تحرير مجسطى بطليموس فرموده است : « ليس إلى معرفة وتر ثلث القوس المعلومة الوتر من جهة الخطوط طريق يوجّه » . وتر قوس شش درجه معلوم است ، اگر وتر ثلث آن كه دو درجه است معلوم شود جيب يك درجه كه نصف وتر دو درجه است معلوم مىشود . جناب خواجه جيب قوس يك درجه را به تقريب بيرون آورده است و بناى جدول جيب بر آن نهاده است . كيف كان چنان كه اشارتى رفت ، علماى رياضى قبل از اسلام مجهولات را از اوتار تحصيل مىكردند ، خود بطليموس نيز در اعمال اوتار را اعتبار كرده است ، و در جدول اوتار قسى به اجزائى كه قطر 120 جزء باشد وضع كرده است . دانشمندان اسلامى بدل اوتار جيوب را اعتبار كردهاند كه انصاف اوتارند به اجزائى كه نصف قطر شصت جزء باشد . صاحب جامع بهادرى در انكشاف هفتم خزينه چهارم آن در نقل اوتار به جيوب فرمايد : بايد دانست كه قدماء حكما مثل ابرخس و بطليموس و غير هما بناى اعمال هيئت و زيجات را بر حساب اوتار مبنى داشتهاند ؛ امّا متأخران چون ابى ريحان بيرونى ، و خواجه نصير الدين طوسى ، و غياث الدين جمشيد و غير هم - برّد الله مضجعهم - ( كذا و الصواب : برّد الله مضاجعهم ) تا زماننا هذا بناى اعمال را بر جيوب مىدارند چرا كه اعمال جيوبى ابسط و اوضح از اعمال اوتار است . جيب هر قوس مساوى نصف وتر دو چندان ( يعنى : دو چند آن ) قوس مىباشد ، پس جيب هر قوسى كه مطلوب بود آن را دو چند كنند و به مقابله اين مضاعف وتر معلوم كنند ؛ و آن وتر را تنصيف نمايند ، حاصل جيب آن قوس باشد ، إلخ . ( ص 345 ، ط 1 هند )